تبلیغات
شعرودوستی
نمایش وضعیت در یاهو ,

قالب وبلاگ

, قالب بلاگفا
دوشنبه 12 آبان 1393

درسها و پیامهایی از عاشورا

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

ایام محرم را بر شما بازدید کننده عزیز تسلیت و تعزیت عرض می کنم.

اهمیت نماز
بر اهمیت نماز در همه ادیان به خصوص در دین اسلام تاکید زیادی شده است.
در قرآن کریم آمده است: الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلوةَ
(پرهیزکاران) کسانی هستند که به روز غیب ایمان می آورند و نماز را بر پای می دارند.(سوره بقره آیه 3)
حضرت علی (ع) در نامه 47 نهج البلاغه می فرماید:"نماز ستون دین است"
امام صادق (ع) می فرماید :
أَوَّلُ مَا یُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ عَلَى الصَّلَاةِ فَإِذَا قُبِلَتْ قُبِلَ مِنْهُ سَائِرُ عَمَلِهِ وَ إِذَا رُدَّتْ عَلَیْهِ رُدَّ عَلَیْهِ سَائِرُ عَمَلِه
نخستین چیزى که بنده را در رابطه با آن مورد محاسبه قرار میدهند نماز است، اگر پذیرفته شود اعمال دیگر نیز پذیرفته میگردد و اگر رد شود سایر اعمال نیز رد می شود.
امام حسین (ع) در عصر تاسوعا هنگامی لشکر عمر سعد تصمیم به حمله می گیرد به حضرت ابوالفضل دستور می دهد که برو از دشمن یک شب وقت بگیر تا ما به نماز و عبادت بپردازیم به راستی که من نماز را دوست می دارم .
و در روز عاشورا هنگامی که یکی از یاران امام فرارسیدن وقت نماز را به امام یادآوری می کند امام در حق او دعا میفرماید: خداوند تو را از نمازگزارانی که به یاد خدا هستند قرار دهد.
نماز امام حسین(ع) در روز عاشورا هنگامی که دشمنان در حال حمله بودند نشان از اهمیت این فریضه مهم دارد.

یاد خدا
ذکر و یاد خدا در همه مراتب و مراحلش، امری پسندیده و مورد تاکید اسلام است. در آیات قرآن توصیه به یاد فراوان خدا، شده است.(اذکروا الله ذکرا کثیرا)
یاد که یک مرتبه بلند عرفانی است، آن است که انسان پیوسته خدا را در یاد داشته باشد و او را حاضر و ناظر بر خویش ببیند و در تنهاترین حالات هم او را از یاد نبرد و در شداید و مصیبت ها و برخورداری ها و نعمت ها، ربوبیت و ولایت الهی را فراموش نکند. زنده بودن چراغ یاد در دل هم سبب پیشگیری از گناه می شود هم مقاومت انسان را در سختی ها و گرفتاری ها می افزاید و هم انسان به سرمستی و غرور نمی افتد.
ذکر، هم مرحله قلبی دارد هم مرتبه زبانی ذکر کامل آن است که هم زبان انسان به نام و صفات خدا گویا باشد و حمد و تسبیح بگوید هم همراه ذکر لسانی قلبش متوجه ذات خداوند باشد و او را از یاد نبرد و خدا را تکیه گاه و پناهگاه و نیروبخش و بینا و شنوای کارها و حرف هایش بداند.
سیدالشهدا در بحرانی ترین حالات و پیشامدها با یاد خدا آرامش می یابد و این اطمینان قلبی را به یاران و خانواده نیز منتقل می کند. خطبه هایش با نام و یاد خدا است، داغ شهیدان و شهادت بستگان زمینه ذکر خدا می شود.
امام در روز عاشورا، در اوج سختی های توان سوز یک لحظه از یاد خدا غافل نبود و گویا خویش را در معرض نگاه پرمهر معبود می دید و پیوسته نام آن محبوب را بر زبان می آورد.
این که گفته اند روز عاشورا امام حسین پیوسته و مداوم، خدا را یاد می کرد و زیاد می گفت "لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم" شاهد این ارتباط قلبی است.
وقتی کودک شیرخوارش را روی دستش به تیر زدند و شهید کردند فرمود: آن چه تحمل این مصیبت و درد را آسان و هموار می سازد این است که جلوی چشم خداوند است و او می بیند و شاهد است."هون علی ما نزل بی انه بعین الله"
از سوی دیگر غفلت از یاد پروردگار و خدا فراموشی عامل مهمی در کشدیده شدن به گناهان و مفاسد و ظلم است. امام حسین (ع) درباره سپاه کوفه که به کشتن او کمر بسته بودند روی این نکته تاکید فرمود که شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است: "لقد استحوذ علیکم الشیطان فانساکم ذکرالله العظیم" و این اقتباس از قرآن است که خداوند از ویژگیهای حزب شیطان را خدافراموشی بر می شمارد.(برگرفته از آثار استاد جواد محدثی)

امر به معروف و نهی از منکر
امام علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید:
لاَ تَتْرُکُوا الْاءَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَیُوَلَّى عَلَیْکُمْ شِرَارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلاَ یُسْتَجَابُ لَکُمْ
امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدهای شما بر شما سروری می یابند آنگاه هر چه دعا کنید مستجاب نشود.(نامه 47)
امام حسین (ع) هدف و انگیزه قیام خود را این گونه بیان می کند:
وَاَنَّى لَمْ اَخْرُجْ اَشِرا وَلا بَطِراً وَلا مُفْسِداً وَلا ظالِماً وَانَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ اْلاصْلاحِ فِى اُمَّةِ جَدِّى صلى اللّه علیه و آله ارِیدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَاَنْهى عَنِ الْمُنْکَرِ وَاَسیرَ بِسِیرَةِ جَدِّى وَاَبى على بْنِ اَبِى طالِبٍ .
و من نه از روى خودخواهى و یا براى خوشگذرانى و نه براى فساد و ستمگرى از مدینه خارج مى گردم بلکه هدف من از این سفر امر به معروف و نهى از منکر و خواسته ام از این حرکت ، اصلاح مفاسد امت و احیا و زنده کردن سنت و قانون جدم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و راه و رسم پدرم على بن ابى طالب علیه السلام است.

تاثیر مال حرام
امام حسین (ع) در سخنرانی روز عاشورا برای لشکر عمر سعد آنها را به پیروی از خود فراخواند اما پاسخ مثبتی دریافت نکرد امام(ع) علت این امر را خوردن مال حرام بیان می کند:
و انما ادعوکم الى سبیل الرشاد، فمن اطاعنى کان من المرشدین و من عصانى کان من المهلکین ، و کلکم عاص لامرى غیر مستمع لقولى ، قد انخزلت عطیاتکم من الحرام و ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله على قلوبکم ، و یلکم الا تنصتون ؟! الا تسمعون ؟!
...من شما (مردم کوفه) را به رشد و سعادت فرا مى خوانم ، هر کس از من پیروى کند، از رشد یافتگان است و هر کس مخالفت ورزد، از هلاک شدگان است. اینک همه شما سرکشى و عصیان و با دستور من مخالفت مى کنید که گفتار مرا نمى شنوید، آرى در اثر هدایاى حرام که به دست شما رسیده و در اثر غذاهاى حرام که شکمهاى شما از آنها انباشته شده ، خداوند این چنین بر دلهاى شما مهر زده است واى بر شما! چرا ساکت نمى شوید؟! چرا به سخنانم گوش فرا نمى دهید؟!
این مال حرام است که باعث شده است حرف حق بر دلهای کوفیان اثر نکند

اعلاء کلمه حق
از مظاهر درخشنده حادثه کربلا و از تجلیات بزرگ الهی آن ، موضوع جمع‏ کردن حسین بن علی ( ع ) در شب عاشورا اصحاب خود را و سخنرانی برای آنها به آن شکل است . باید در نظر داشت که این سخنرانی در شب عاشورا است ، هنگامی است که عوامل محیط از هر جهت نامساعد و نا امید کننده است . در چنین شرایطی هر سردار و رهبری که تنها مادی فکر کند جزلب به شکایت باز کردن کاری ندارد ، منطقش این است : افسوس که بخت با ما مساعد نشد ، تف بر این روزگار و بر این زندگی ، مثل ناپلئون می‏گوید : طبیعت با من‏ مساعدت نکرد . همه سخنانش شکایت از روزگار و اظهار یأس است . آنچه‏ که شرایط را برای او سخت تر می‏کند اینست که زنان و فرزندان و خواهرانش‏ تا 24 ساعت دیگر اسیر دست دشمن می‏شوند . برای یک مرد غیور و فداکار این خیلی ناگوارتر است.
در یک همچو شرائطی دیگران چه کرده‏اند؟ ما در تاریخ می خوانیم که " المقنع " وقتی که محصور شد و در شرائط نامساعد و نا امید کننده‏ای قرار گرفت اول خاندان خود را کشت بعد خودش را . همچنین‏ است یکی از خلفای اموی هنگام گرفتاری . تاریخ از این نمونه‏ها بسیار دارد . اما حسین بن علی (ع) وقتی که شروع کرد به سخنرانی ، گفت : " اثنی علی‏ الله احسن الثناء ، و احمده علی السراء و الضراء . اللهم انی احمدک‏" ..
با این همه شرایط نامساعد مادی ، دم از رضا و سازگاری با عوامل می‏زند ! چرا ؟ چون در شرایط معنوی مساعدی زیست می‏کند . او اعتقادا و عملا موحد و خداپرست است و به علاوه او به نتیجه نهایی کار خود آگاه است . او هدفش‏ مثل اسکندر و ناپلئون ، جهانگیری نبود که خود را شکست خورده بداند ، هدفش اعلاء کلمه حق بود و از این نظر کار خود را بسیار سودمند و مؤثر می‏دید.(برگرفته از آثار شهید مطهری)
منبع : http://ghadeer.org/sokhan/hafteh/11/HAFTEH11.HTM


چهارشنبه 22 آبان 1392

آفرین بر تو

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

آفرین بر تو

باز در خاطره ها، یاد تو ای رهرو عشق

شعله سرکش «آزادگی» افروخته است!

یک جهان بر تو و بر همت و مردانگی ات

از سر شوق و طلب، دیده جان فروخته است

نقش پیکار تو، در صفحه تاریخ جهان

می درخشد، چو فروغ سحر از ساحل شب

پرتوش بر همه کس تابد و می آموزد

پایداری و وفاداری، در راه طلب

رسم آزادی و پیکار و «حقیقت جویی»

همه جا، صفحه تابنده آیین تو بود

آنچه بر ملت اسلام، حیاتی بخشید

جنبش عاطفه و نهضت خونین تو بود

تا زخون تو، جهانی شود از بند آزاد

بر سر «ایده انسانی» خود جان دادی

در ره «کعبه حق جویی» و «مردی» و «شرف»

آفرین برتو! که «هفتاد و دو قربان» دادی

جان به قربان تو ای رهبر آزادی و عشق

که روانت سر تسلیم نیاورد فرود

زان فداکاری مردانه و جانبازی پاک

جاودان بر تو و بر عشق و وفای تو «درود» (1)


دوشنبه 25 شهریور 1392

تولد حضرت امام رضا (ع)

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

نور حق در هر فضا           حاکم مُلکِ قضا

ای عزیز مرتضی    یا علی موسی الرّضا...

یا علی موسی الرضا...

یابن الزهرا(س) کن نظر      بر گدایان درت

تا شویم ای با وفا      نوکری در محضرت

یا علی موسی الرضا...

من کیم شرمنده ای غرقِ در جرم و خطا

تا خدا راضی شود   تو بِشو از من رِضا

یا علی موسی الرضا...

با دعای فاطمه(س)می نمایم یاد تو

ای بهشت عاشقان صحنِ گوهرشادِ تو

یا علی موسی الرضا...

ای ضریح قدسی ات کعبه ی لطف و وفا

گنبدت چون قبله و مرقدت دارُالشّفا

یا علی موسی الرضا...

یا رضا می گوییم و دل خدایی می شود

در حریمت هر دلی کربلای می شود

یا علی موسی الرضا...

بهر دیدار حبیب بر محّب توشه بده

بر گدایانِ درت رزق شش گوشه بده

یا علی موسی الرضا...

منبع : سایت آوینی


جمعه 2 فروردین 1392

عیدتون مبارک

   نوشته شده توسط: istarsevdani    


با سلام سال 1392 را به تمامی عزیزانی که از وبلاگ دیدن می کنن به خصوص از دوستانی که کامنت میذارن تبریک و تهنیت عرض می کنم امیدوارم سالی توام با خوشی و موفقیت و هر چه آرزوشون هست به آنها برسن.ایشالا


یکشنبه 5 آذر 1391

ماه محرم بر همه رهروان راستینش تسلیت باد

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

از حضرت امام سجاد علیه السلام روایت شده است که در روز عاشورا پس از حرکت سپاه دشمن به سوی خیمه ها، امام حسین علیه السلام شتر خود را خواست و بر آن سوار شد و فریاد زد: « ای مردم! سخنان مرا بشنوید و در جنگ شتاب نکنید تا شما را به آنچه حق شما بر من است موعظه کنم و عذر خود را برای شما آشکار سازم. پس اگر انصراف دهید سعادتمند خواهید شد و اگر انصراف ندهید، « خوب بنگرید تا کار شما باعث اندوه شما نگردد. آن گاه درباره من آنچه می خواهید انجام دهید و مهلتم ندهید» (سوره یونس، آیه 71)، « همانا ولی من خدایی است که قرآن را فرو فرستاد و اوست سرپرست و یار مردان شایسته» (سوره اعراف، آیه 196) 

سپس حمد و ثنای پروردگار را بجا آورد و به آنچه شایسته بود از او یاد کرد و بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و فرشتگانش و پیامبران درود فرستاد و از هیچ سخنوری پیش از آن و پس از آن، سخنی بلیغ تر و رساتر از سخنان امام علیه السلام شنیده نشد. آن گاه فرمود: « اما بعد، پس نسب و نژاد مرا بسنجید و ببینید من کیستم. 

آن گاه به خود آیید، خویش را سرزنش کنید و بنگرید آیا کشتن من و دریدن پرده حرمتم برای شما سزاوار است؟ آیا من پسر دختر پیامبر شما و فرزند جانشین او و پسر عمویش و اولین مؤمنی که پیامبر را تصدیق کرد نیستم؟ آیا حمزه سید الشهدا عموی من نیست؟ آیا جعفر بن ابیطالب که با دو بال در بهشت پرواز می کند عموی من نیست؟ آیا نشنیده اید که رسول خدا درباره من و برادرم فرمود: این دو سرور جوانان اهل بهشت هستند؟ اگر سخنان مرا تصدیق می کنید حق همین است. 

و به خدا سوگند از روزی که دانسته ام خدا با دروغگوها دشمن است دروغ نگفته ام. و اگر مرا تکذیب می کنید به یقین در میان شما کسانی هستند که اگر از آنان بپرسید شما را به آنچه من گفتم آگاهی دهند. از « جابر بن عبدالله انصاری » بپرسید. از « ابا سعید خدری » و « سهل بن سعد ساعدی » و « زید بن ارقم » و « انس بن مالک » بپرسید تا به شما بگویند که این سخن را از پیامبر درباره من و برادرم شنیده اند. 
آیا این گفتار رسول خدا صلی الله علیه و آله از ریختن خون من جلوگیری نمی کند؟ 
« شمر بن ذی الجوشن » گفت: اگر چنین است که تو می گویی من هرگز خدا را با عقیده راسخ عبادت نکرده باشم؛ (یعنی من نمی دانم چه می گویی.) 
« حبیب بن مظاهر » به او گفت: به خدا سوگند من معتقدم که تو خدا را با تزلزل و تردید بسیار پرستش می کنی و من گواهی می دهم که تو راست می گویی و نمی دانی که امام چه می گوید! چرا که خداوند بر دل تو مُهر غفلت زده است. 

امام علیه السلام فرمود: « اگر در این سخن تردید دارید آیا در این نیز تردید دارید که من پسر دختر پیغمبر شما هستم؟ به خدا در میان شرق و مغرب پسر دختر پیامبری جز من نیست؛ چه در میان شما و چه در میان غیر شما وای بر شما! آیا کسی از شما را کشته ام تا خون او را از من بخواهید؟ یا مالی از شما برده ام؟ یا قصاص جراحتی از من می خواهید؟» در این هنگام بود که همه آنان خاموش شدند و سخنی نگفتند. 

آن گاه امام فریاد زد: « ای « شبت بن ربعی » و ای « حجار بن الجبر » و ای « قیس بن اشعث » و ای « یزید بن حارث » آیا شما به من ننوشتید که میوه ها رسیده است و باغها سرسبز شده است و با لشگری آماده برای یاری تو وارد خواهیم شد؟ » 
قیس بن اشعث گفت: « ما نمی دانیم تو چه می گویی ولی به حکم پسر عمویت « عبیدالله » تن در ده؛ زیرا ایشان جز چیزی که تو دوست داری درباره تو انجام نخواهند داد.» 

امام حسین فرمود: « نه به خدا، نه دست خواری به شما خواهم داد و نه مانند بندگان فرار خواهم کرد. ای بندگان خدا من به پروردگار خود و پرودگار شما پناه می برم از این که آزاری به من برسانید» (سوره دخان، آیه 20) به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می برم از هر سرکش که به روز جزا ایمان نیاورد. 
آن گاه شتر خویش را خواباند و به « عقبه بن سمعان » دستور داد آن را دور کند. پس از آن سپاه دشمن به سوی آن امام حمله بردند. 

منابع:

  • ارشاد مفید، ج 2، ص 100 - 102


دوشنبه 22 خرداد 1391

اشنا

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

بـیـا ای آشــنـا دیـگـر کـه دلـتـنـگـم ز بـیـگـانـه
رهــا کـن روح بـیـتـابـم از ایــن دنـیـای دیـوانـه 

نـمـانـده طاقتی جـانـا بـیـا دردم تـو درمـان کن
که دل از خـنـجـر یـاران شـده صـدبـاره ویرانه

فـنـا شـد عـمر بی حاصل بیا طرحی ز نو شاید
که عمری بر خطا رفتم به مسجد یا که میخانه

شـدم در مـکـتب و دیدم همه رسم دغل بازی
عطایش بـر لـقـا دادم چـنـین مـحـراب و پـیمانه 

هـمـه لـیـلای مجنون کش همه مجنون بی لیلا
بـمـان ای آشـنـا بـا مـن رهـایـم کـن ز بـیـگـانـه

 

شاعر:

" سید امیر حسین مولانا "

 


یکشنبه 20 فروردین 1391

بهار خرم

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب
با صد هزار زینت و آرایش عجیب 
شاید که مرد پیر بدین گه جوان شود
گیتی بدیل یافت شباب از پی شبیب 
چرخ بزرگوار یکی لشکری بکرد
لشکرش ابر تیره و باد صبا نقیب 
خورشید ز ابر تیره دهد روی گاه گاه 
چونان حصاری که گذر دارد از رقیب 
یک چند، روزگار جهان دردمند بود 
به شد که یافت بوی سمن را دوا طبیب 
باران مشک بوی ببارد نو به نو
و ز برف برکشید یکی حله قصیب 
گنجی که برف پیش همی‌داشت گل گرفت 
هر جویکی که خشک همی‌بود شد رطیب 
لاله میان کشت درخشد همی ‌ز دور 
چون پنجه عروس به حنا شد خضیب 
بلبل همی‌بخواند بر شاخسار بید 
سار از درخت سرو مر او را شده مجیب 
رودکی


یکشنبه 20 فروردین 1391

شعری ازفریدون مشیری در مورد بهار

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک، 
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک 
آسمان آبی و ابر سپید، 
برگهای سبز بید، 
عطر نرگس ، رقص باد، 
نغمة شوق پرستوهای شاد، 
خلوت گرم کبوترهای مست ... 
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار 
خوش به حال روزگار! 

خوش به حال چشمه‌ها و دشتها، 
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها، 
خوش به حال غنچه‌های نیمه باز، 
خوش به حال دختر میخک ـ که می‌خندد به ناز ـ ، 
خوش به حال جام لبریز از شراب، 
خوش به حال آفتاب. 

ای دل من، گرچه ـ در این روزگار ـ 
جامة رنگین نمی‌پوشی به کام، 
بادة رنگین نمی‌بینی به جام، 
نقل و سبزه در میان سفره نیست، 
جامت ـ از آن می که می‌باید ـ تهی است، 
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم! 
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب! 
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار. 

گر نکوبی شیشة غم را به سنگ؛ 
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ!


سه شنبه 1 فروردین 1391

عیدتان مبارک

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

لیست خانه تكانی وكارهای منزل برای سال نو :

1-پاك كردن گذشته

2_ دور ریختن كینه

3_شستن منفی های ذهن

4_جمع كردن تمركز

5_كاشتن پاكی وصداقت

6_سبز كردن مهر وشفقت

7_خریدن شادی و دوستی

بهار تکرار گل است و بهشت تکرار بهار؛

اگر در این سال جدید بهار را باضریب بینهایت در خود تکرار کنیم

بهشت همین جاست؛

سال نو مبارک


جمعه 29 مهر 1390

یا مهدی

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

تا کی به شـکل خاطره ای گم ببینمت

درعطر سیب و مزه ی گندم ببینمت

من آن همیشه چشم به راهم به من بگو

یک جمعه در هزاره ی چندم ببینمت . . . ؟

یا مهدی

منبع :http://rozsms.ir


شنبه 25 تیر 1390

انتظار

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

از شهر وعده های تو آرام می رود
آن که تو را ندیده و ناکام می رود
دارد ازین سه شنبه و این جمکران سرد
چشم انتظارِ خسته و گمنام می رود
شاید هم آمدی، منِ غافل ندیدمت...
(از حال – این دچار به اوهام – می رود)
یک روز روشنایی چشمان عاشقم
با گریه مدام، سرانجام می رود...


شنبه 25 تیر 1390

یا مهدی

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

امشب زمین و آسمانها غرق نور است 
ذرات عالم را سراپا شوق و شور است

امشب تمام کهکشانها در خروشند 
زیبا رخان آسمانی نقره پوشند
 
بر طاقها رنگین کمان نور بستند 
از عرش تا دروازه های دور بستند

در بزم هستی شور وحالی جاودانه است 
آهنگ سبزیک سرود عاشقانه است

افلاکیان در انتظار یک ظهورند 
در اضطراب لحظه پاک حضورند

درهای رحمت را ملائک باز کردند 
مرغان عاشق، تا خدا پرواز کردند

هر ذره را در دل هزاران پیچ و تاب است 
شور و شرار و شعله های التهاب است

دریا، نوایی خوش زرقص موج دارد 
هر قطرهای در سر هوای اوج دارد

از بهر دیداری زمین در انتظار است 
هر دیده در راه است و هر دل بیقرار است

بانگ طرب خیزد زخاک لاله زاران 
هر لاله میخواند سرود نوبهاران

لبخند نرگس صد هزاران راز دارد 
بوی وصال و شور یک اعجاز دارد

از خاک میجوشد زلال زندگانی 
بر پاست در افلاک بزم شادمانی

گلهای عشق ومهروایمان فرش راه است 
آری! جهان در انتظار فجر ماه است

ماهی درخشان بر جبین عالم پاک 
تاج سر، هستی، نگین عرش و افلاک

عطرگل روی محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) را نشان است 
دین خدا را همچو گنجی شایگان است

او ارمغان بی نظیر ملک هستی است 
اسطوره عدل و نشان حق پرستی است

او آیه ای زآیات پاک ذوالجلال است 
دریای عشق و مظهر عدل و کمال است

گنجینه اسرار حق، فجر رهاییست 
آیینه انوار پاک کبریاییست

او برفرازد پرچم عدل خدا را 
احیا کند آیین پاک مصط فی (صلی الله علیه وآله وسلم) را

ماهی فروزان از زلال نور سرمد 
منجی عالم، قائم آل مح مد (صلی الله علیه وآله وسلم)

میآید و با او طلوعی جاودانیست 
پایان ظلمتها و فصل شادمانیست

تضمین غزلی از مولانا


یکشنبه 8 خرداد 1390

غزال و غزل

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

غزال و غزل

امشب از دولت می دفع ملالی كردیم

این هم از عُمر شبی بود كه حالی كردیم

ما كجا و شب میخانه خدایا چه عجب

كز گرفتاری ایام مجالی كردیم

تیر از غمزة ساقی، سپر از جام شراب

با كماندار فلك جنگ و جدالی كردیم

غم به روئین تنی جام می انداخت سپر

غم مگو عربده با رستم زالی كردیم

باری از تلخی ایام به شور و مستی

شكوه با شاهد شیرین خط و خالی كردیم

نیمی از رخ بنمود و خمی از ابرویی

وسط ماه تماشای هلالی كردیم

روزة هجر شكستیم و هلال ابرویی

منظر افروز شب عید وصالی كردیم

بر گل عارض از آن زلف طلایی فامش

یاد پروانة زرین پر و بالی كردیم

مكتب عشق بماناد و سیه حجره غم

كه در او بود اگر كسب كمالی كردیم

چشم بودیم چومه شب همه شب تا چون صبح

سینه آئینة خورشید جمالی كردیم

عشق اگر عمر نه پیوست بزلف ساقی

غالب آنست كه خوابی و خیالی كردیم

شهریار غزلم خوانده غزالی وحشی

بد نشد با غزلی صید غزالی كردیم

***

غزال و غزل

بو گئجه باده ایله دفع ملال ائیله میشم،

عؤمرون بیر گئجه سینده بئله حال ائیله میشم.

بیز هارا، تار هارا، یا رب، گئجه مئیخانه هارا؟

اونودوب دردی بو ایّامدا مجال ائیله میشم.

ساقی نین غمزه سی اوخ، مئی جامی اولموش سپریم،

فلكین جؤورو ایله جنگ و جدال ائیله میشم.

مئی دمیر تك ائله ییب جانیمی، غمله ووروشوم،

غم دئمه، دوشمنیمی روستم زال ائیله میشم.

آجی ایامی شیرین ائتمگه سرخوش دولانیب،

كؤنلومو ایندی اسیر خط و خال ائیله میش.

گؤرموشم من اوزونون یاری سینی، تك قاشینی،

ای اوزونده نئجه گؤر سئیر هلال ائیله میش.

گئتمیش هیجران اوروجو گؤرجك هلال قاشلارینی،

بایرام اولموش بو گؤروش عزم و وصال ائیله میشم.

گؤرموشم اوزده او زرّین تئلی پروانه كیمی،

یانمیشام اودلارا، ترك پروبال ائیله میشم.

عشق درسی منه اؤیرتسه ده هیجران غمینی،

عشقه دوشمكله بئله كسب كمال ائیله میشم.

یاتماییب صوبحه كیمی من گئجه گون اوزلو یارین،

سینه سی گوزگوم اولوب، سئیر جمال ائیله میشم.

ساقی نین زلفونه عشق باغلاماسا عؤمرو اگر،

من بئله درك ائله ییب، بؤیله خیال ائیله میشم.

شهریارا غزل ائتمیش منی جئیران، گؤزلیم،

گؤر غزل ایله نئجه صید غزال ائیله میشم

 

www.shahreiar.org


یکشنبه 8 خرداد 1390

اصلی کرم شعرینه بیر حاشیه

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

" کرم دئیه رمن بیر سفیل صییادام

هر مارالا تور آتارام مار گلی

یار باغینین بولبوللری اوخویور

بیزیم یوردا سئیره ده یوخ سار گلی"

ائوده بیر ایل آه چکرم خبر یوخ 
ائودن چیخام ، من اویانا ، یارگلی 
تای - توشلاریم ، چوله چیخا، گون چیخار، 
من چیخاندا یاغیش گئتسه ، قارکلی   
یازیغ قوزوم !آجلیغا دوز ، داریخما،
بوگون - صاباح باهار گلی ، بار گلی

بیزه گله - گلمیه ، بیر کال اییده،
قونشوموزا هیوا گلی ، نار گلی
خان ایوئینه ، شئر گله ، قویروق بولار
بیزیم ائوه، کور ایت گله ، هار گلی .
خلقه قوناق گلی ، گوزی سورمه لی ،
بیزیم ائودن ،کور گئتمه میش ، کار گلی

بختیمه آرواد نه چیخا ، بیلمیرم؟
بللی دی کی سارساغا ،سوسار گلی .
بیر(بیراوچ اتک)اندازادیر اگنیمه،
(سالیسبوری)گن گلمه سه دار گلی .
دولتلی یه یاس داگله اوینایار ،
بیز کاسیبا توی گله ،آخسار گلی
غم یوکوندن ،کدخدانین حصه سی ،
خردل اولی ،بیزیمکی خالوار گلی .
کتده بیزی دویله ، بیر هاوار یوخ،
بیز بیر کلمه حق دانیشساق ، جار گلی
داغاشا ییرتلار بیزه سرکار چیخار،
دار دیبیندن قورتولار ، سردار گلی .
بوندان بئله ،ئوزگه گوره م ،ئوزگه دن -
منت چکیر ، غیرتیمه آر گلی .
ایشچی ، تویوق کسنده  من باخانمام ،
بیلمم نئجه اوره گینده وار گلی ؟
غمدن منیم ، بیر عینک وار گوزومده .
ایشیق - آیدین گون ، گوزومه تار گلی .
عشقیم دوشوب یادیمه ، گوزلر داشار ،
باهاردا سئل آتلانی - چایلار گلی .
چوخ شاعیرین طبعی دونار بوز کیمی ،
*
شهریار*ین شعری ده ، قاینار گلی .

əslikərəm şerinə bir haşiyə

kərəm deyər mən bir səfil səyyadam

Hər marala tor ataram mar gəli

Yar bağının bülbülləri oxuyur

Bizim yurda seyrədə yox sar gəli

Evdə bir il ah çəkərəm xəbər yox

Evdən çıxam mən oyana yar gəli

Taytuşlarım çölə çıxa gün çıxar

Mən çıxanda yağış getsə qar gəli

Yazıx quzum aclığa döz darıxma

Bugün sabah bahar gəli bar gəli

Bizə gələ gəlməyə bir kal iydə

Qonşumuza heyva gəli nar gəli

Xan evinə şir gələ quyrux bular

Bizim evə kor it gələ har gəli

Xalqa qonax gəli gözü sürməli

Bizim evdən kor getməmiş kar gəli

Bəxtimə arvat nə çıxa bilmirəm

Bəllidi ki sarsağa sovsar gəli

Bir (üç ətək) əndazadır əynimə

(salisbury)gen gəlməsə dar gəli

Dovlətliyə yas gələdə oynayar

Biz kasıba toy gələ axsar gəli

Qəm yükündən kədxudanın hissəsi

Xərdəl olu,bizimki xarvar gəli

Kətdə bizi döyəllə bir havar yox

Biz bir kəlmə hax danışsax car gəli

Darqaşayidlar bizə sərkar şıxar

Dar dibindən qurtula sərdar gəli

Bundan belə özgə görəm özgədən

Minnət çəkir qeyrətimə ar gəli

Işçi toyux kəsənə mən baxanmam

Bilməm necə ürəyindənvar gəli

Qəmdən mənim bir eynək var gözümdən

Işığ aydın gün gözümmə tar gəli

Eşqim düşüb yadıma gözlər daşar

Baharda sel atlanı çaylar gəli

Çox şairin təb,i donar buz kimi

ŞƏHRIYARın təb,idə qaynar gəli

منبع :www.shahreiar.org


یکشنبه 8 خرداد 1390

گل مریم

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

مـــــــن واســــــــــه دیدن تو پنجره را وا میذارم

تمام هست و نیست مو توی چشات جا میذارم

تـــــــو کــــــــــه اروم میکنی قــــلب شکسته منا

گــــــره زدی توی مـــــــوهات دستای خسته منا

مـــــــن واســــــه دیدن تو پنجره را وا مــــــیذارم

تموم هست و نیست مو توی چشات جا میذارم

تو جشن نور آیینه مــــــثل گـــــلهای مـــــــــریمی

وقتی که پیش من باشی مرهم جسم خسته می

وقتی باشی هق هق من توی ناز خنده هات گمه

ایـــن دل دیــــونه مـن خــــراب یــــک تبســمـــه

تو کــــــــه اروم میکنی قــلب شــــــــــکسته منا

گره زدی توی مـــــــــوهات دســــتای خسته منا

تو بهترین شعر مـــــــــــنی تو بهــــترین ترانــه ای

تـــــــــوی دفتر خاطر من هـــــمیشه عاشقانه ای

 

خواننده: حمید خجندی


تعداد کل صفحات: 18 1 2 3 4 5 6 7 ...
ساعت فلشكد ساعت
کد نمایش آب و هوا کد نمایش آب و هوا
فال حافظ