تبلیغات
شعرودوستی - آمدی جانم به قربانت ...
نمایش وضعیت در یاهو ,

قالب وبلاگ

, قالب بلاگفا
پنجشنبه 10 تیر 1389

آمدی جانم به قربانت ...

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟


بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی


سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست


من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم


دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟

وه که با این عمر های کوته بی اعتبار


این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند


درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر


راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟

بی مونس و تنها چرا ؟


تنها چرا ؟ حالا


ساعت فلشكد ساعت
کد نمایش آب و هوا کد نمایش آب و هوا
فال حافظ