نمایش وضعیت در یاهو ,

قالب وبلاگ

, قالب بلاگفا
دوشنبه 12 آبان 1393

درسها و پیامهایی از عاشورا

   نوشته شده توسط: istarsevdani    

ایام محرم را بر شما بازدید کننده عزیز تسلیت و تعزیت عرض می کنم.

اهمیت نماز
بر اهمیت نماز در همه ادیان به خصوص در دین اسلام تاکید زیادی شده است.
در قرآن کریم آمده است: الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلوةَ
(پرهیزکاران) کسانی هستند که به روز غیب ایمان می آورند و نماز را بر پای می دارند.(سوره بقره آیه 3)
حضرت علی (ع) در نامه 47 نهج البلاغه می فرماید:"نماز ستون دین است"
امام صادق (ع) می فرماید :
أَوَّلُ مَا یُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ عَلَى الصَّلَاةِ فَإِذَا قُبِلَتْ قُبِلَ مِنْهُ سَائِرُ عَمَلِهِ وَ إِذَا رُدَّتْ عَلَیْهِ رُدَّ عَلَیْهِ سَائِرُ عَمَلِه
نخستین چیزى که بنده را در رابطه با آن مورد محاسبه قرار میدهند نماز است، اگر پذیرفته شود اعمال دیگر نیز پذیرفته میگردد و اگر رد شود سایر اعمال نیز رد می شود.
امام حسین (ع) در عصر تاسوعا هنگامی لشکر عمر سعد تصمیم به حمله می گیرد به حضرت ابوالفضل دستور می دهد که برو از دشمن یک شب وقت بگیر تا ما به نماز و عبادت بپردازیم به راستی که من نماز را دوست می دارم .
و در روز عاشورا هنگامی که یکی از یاران امام فرارسیدن وقت نماز را به امام یادآوری می کند امام در حق او دعا میفرماید: خداوند تو را از نمازگزارانی که به یاد خدا هستند قرار دهد.
نماز امام حسین(ع) در روز عاشورا هنگامی که دشمنان در حال حمله بودند نشان از اهمیت این فریضه مهم دارد.

یاد خدا
ذکر و یاد خدا در همه مراتب و مراحلش، امری پسندیده و مورد تاکید اسلام است. در آیات قرآن توصیه به یاد فراوان خدا، شده است.(اذکروا الله ذکرا کثیرا)
یاد که یک مرتبه بلند عرفانی است، آن است که انسان پیوسته خدا را در یاد داشته باشد و او را حاضر و ناظر بر خویش ببیند و در تنهاترین حالات هم او را از یاد نبرد و در شداید و مصیبت ها و برخورداری ها و نعمت ها، ربوبیت و ولایت الهی را فراموش نکند. زنده بودن چراغ یاد در دل هم سبب پیشگیری از گناه می شود هم مقاومت انسان را در سختی ها و گرفتاری ها می افزاید و هم انسان به سرمستی و غرور نمی افتد.
ذکر، هم مرحله قلبی دارد هم مرتبه زبانی ذکر کامل آن است که هم زبان انسان به نام و صفات خدا گویا باشد و حمد و تسبیح بگوید هم همراه ذکر لسانی قلبش متوجه ذات خداوند باشد و او را از یاد نبرد و خدا را تکیه گاه و پناهگاه و نیروبخش و بینا و شنوای کارها و حرف هایش بداند.
سیدالشهدا در بحرانی ترین حالات و پیشامدها با یاد خدا آرامش می یابد و این اطمینان قلبی را به یاران و خانواده نیز منتقل می کند. خطبه هایش با نام و یاد خدا است، داغ شهیدان و شهادت بستگان زمینه ذکر خدا می شود.
امام در روز عاشورا، در اوج سختی های توان سوز یک لحظه از یاد خدا غافل نبود و گویا خویش را در معرض نگاه پرمهر معبود می دید و پیوسته نام آن محبوب را بر زبان می آورد.
این که گفته اند روز عاشورا امام حسین پیوسته و مداوم، خدا را یاد می کرد و زیاد می گفت "لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم" شاهد این ارتباط قلبی است.
وقتی کودک شیرخوارش را روی دستش به تیر زدند و شهید کردند فرمود: آن چه تحمل این مصیبت و درد را آسان و هموار می سازد این است که جلوی چشم خداوند است و او می بیند و شاهد است."هون علی ما نزل بی انه بعین الله"
از سوی دیگر غفلت از یاد پروردگار و خدا فراموشی عامل مهمی در کشدیده شدن به گناهان و مفاسد و ظلم است. امام حسین (ع) درباره سپاه کوفه که به کشتن او کمر بسته بودند روی این نکته تاکید فرمود که شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است: "لقد استحوذ علیکم الشیطان فانساکم ذکرالله العظیم" و این اقتباس از قرآن است که خداوند از ویژگیهای حزب شیطان را خدافراموشی بر می شمارد.(برگرفته از آثار استاد جواد محدثی)

امر به معروف و نهی از منکر
امام علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید:
لاَ تَتْرُکُوا الْاءَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَیُوَلَّى عَلَیْکُمْ شِرَارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلاَ یُسْتَجَابُ لَکُمْ
امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدهای شما بر شما سروری می یابند آنگاه هر چه دعا کنید مستجاب نشود.(نامه 47)
امام حسین (ع) هدف و انگیزه قیام خود را این گونه بیان می کند:
وَاَنَّى لَمْ اَخْرُجْ اَشِرا وَلا بَطِراً وَلا مُفْسِداً وَلا ظالِماً وَانَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ اْلاصْلاحِ فِى اُمَّةِ جَدِّى صلى اللّه علیه و آله ارِیدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَاَنْهى عَنِ الْمُنْکَرِ وَاَسیرَ بِسِیرَةِ جَدِّى وَاَبى على بْنِ اَبِى طالِبٍ .
و من نه از روى خودخواهى و یا براى خوشگذرانى و نه براى فساد و ستمگرى از مدینه خارج مى گردم بلکه هدف من از این سفر امر به معروف و نهى از منکر و خواسته ام از این حرکت ، اصلاح مفاسد امت و احیا و زنده کردن سنت و قانون جدم رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و راه و رسم پدرم على بن ابى طالب علیه السلام است.

تاثیر مال حرام
امام حسین (ع) در سخنرانی روز عاشورا برای لشکر عمر سعد آنها را به پیروی از خود فراخواند اما پاسخ مثبتی دریافت نکرد امام(ع) علت این امر را خوردن مال حرام بیان می کند:
و انما ادعوکم الى سبیل الرشاد، فمن اطاعنى کان من المرشدین و من عصانى کان من المهلکین ، و کلکم عاص لامرى غیر مستمع لقولى ، قد انخزلت عطیاتکم من الحرام و ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله على قلوبکم ، و یلکم الا تنصتون ؟! الا تسمعون ؟!
...من شما (مردم کوفه) را به رشد و سعادت فرا مى خوانم ، هر کس از من پیروى کند، از رشد یافتگان است و هر کس مخالفت ورزد، از هلاک شدگان است. اینک همه شما سرکشى و عصیان و با دستور من مخالفت مى کنید که گفتار مرا نمى شنوید، آرى در اثر هدایاى حرام که به دست شما رسیده و در اثر غذاهاى حرام که شکمهاى شما از آنها انباشته شده ، خداوند این چنین بر دلهاى شما مهر زده است واى بر شما! چرا ساکت نمى شوید؟! چرا به سخنانم گوش فرا نمى دهید؟!
این مال حرام است که باعث شده است حرف حق بر دلهای کوفیان اثر نکند

اعلاء کلمه حق
از مظاهر درخشنده حادثه کربلا و از تجلیات بزرگ الهی آن ، موضوع جمع‏ کردن حسین بن علی ( ع ) در شب عاشورا اصحاب خود را و سخنرانی برای آنها به آن شکل است . باید در نظر داشت که این سخنرانی در شب عاشورا است ، هنگامی است که عوامل محیط از هر جهت نامساعد و نا امید کننده است . در چنین شرایطی هر سردار و رهبری که تنها مادی فکر کند جزلب به شکایت باز کردن کاری ندارد ، منطقش این است : افسوس که بخت با ما مساعد نشد ، تف بر این روزگار و بر این زندگی ، مثل ناپلئون می‏گوید : طبیعت با من‏ مساعدت نکرد . همه سخنانش شکایت از روزگار و اظهار یأس است . آنچه‏ که شرایط را برای او سخت تر می‏کند اینست که زنان و فرزندان و خواهرانش‏ تا 24 ساعت دیگر اسیر دست دشمن می‏شوند . برای یک مرد غیور و فداکار این خیلی ناگوارتر است.
در یک همچو شرائطی دیگران چه کرده‏اند؟ ما در تاریخ می خوانیم که " المقنع " وقتی که محصور شد و در شرائط نامساعد و نا امید کننده‏ای قرار گرفت اول خاندان خود را کشت بعد خودش را . همچنین‏ است یکی از خلفای اموی هنگام گرفتاری . تاریخ از این نمونه‏ها بسیار دارد . اما حسین بن علی (ع) وقتی که شروع کرد به سخنرانی ، گفت : " اثنی علی‏ الله احسن الثناء ، و احمده علی السراء و الضراء . اللهم انی احمدک‏" ..
با این همه شرایط نامساعد مادی ، دم از رضا و سازگاری با عوامل می‏زند ! چرا ؟ چون در شرایط معنوی مساعدی زیست می‏کند . او اعتقادا و عملا موحد و خداپرست است و به علاوه او به نتیجه نهایی کار خود آگاه است . او هدفش‏ مثل اسکندر و ناپلئون ، جهانگیری نبود که خود را شکست خورده بداند ، هدفش اعلاء کلمه حق بود و از این نظر کار خود را بسیار سودمند و مؤثر می‏دید.(برگرفته از آثار شهید مطهری)
منبع : http://ghadeer.org/sokhan/hafteh/11/HAFTEH11.HTM


ساعت فلشكد ساعت
کد نمایش آب و هوا کد نمایش آب و هوا
فال حافظ